تبلیغات
***صــراط*** - کتاب صراط
شنبه 24 اسفند 1387

کتاب صراط

   نوشته شده توسط: فرهنگ فرساد - سعید امجد    نوع مطلب :مذهبی ،

بسـم رب المهـدی(عج)

با عرض سلام و تبریک به مناسبت  ولادت با سعادت * پیامبر مکرم اسلام - حضرت محمد مصطفی (ص) - و ششمین اختر تابناک امامت و ولایت - حضرت امام جعفر صادق (ع) -* خدمت شما دوستان و سروران عزیز ...

اللََّهُم صَلّ عَلی مُحَمّد و آل مُحَمّد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

» خلاصه ای از کتاب زیبای صــراط (به نوشته استاد علی صفایی حا ئری) ـ

... مااز این دسته هستیم که میخواهیم دل آشفته و سینۀ در هم شده را، که هر کس در آن خرگاهی به پا کرده و حکومتی راه انداخته، مهار کنیم .

می خواهیم در این خانه ی بی حصار و در این بتخانه ی کثیف ، نظمی بپا کنیم . می خواهیم در این خرابه، بنایی بپا داریم و این است که از غوغای این همه فریاد و از فشار این همه بار، به وحشت افتاده ایم و فرار کرده ایم و به شادی و پای کوبی پرداخته ایم تا در زیر پوشش نشاطـمان خودمان را گم کنیم و با تنوع ها،تحرّکمان را پایمال کنیم و این شدنی نیست ، که این  مانی بزرگ نمی تواند برای همیشه در دل مل نقاشی کند و ما را فریب بدهد . تنوع های هفت رنگ هم نمی تواند این پرده ی بزرگتر از هستی را در خود بگیرد و اینجاست که پس از وحشت و فرار از خود، باید آماده شویم و سر نخ را پیدا کنیم .

عظمت این کار برای آنها که نظم را فهمیده اند ، دیگر وحشتی نمی آورد .

این  درست است که تو بی نهایت راه در پیش داری، ولی در هر لحظه بیش از یک گام برایت نیست . نظم به تو کمک می کند که بفهمی گام اول را از کجا برداری و سپس گام های بعد را.

این درست است که کارهای بسیار داریم ، ولی گرفتاری های ما در هر لحظه بیش از یک کار نیست و آن مهم ترین کار است ، نه تمامی آن همه کار .

و همین مفهوم از نظم ، تو را قادر می سازد که اهمیت ها را بشناسی و از جایی شروع کنی .

یک ساختمان عظیم را تو در یک لحظه نمی سازی. این ساختمان را واین کار را تنظیم می کنی و تحلیل می کنی تا آنجا که بفهمی چقدر مصالح می خواهی و چقدر افراد و نیرو می خواهی و می فهمی که این مصالح و این افراد را از کجا تهیه کنی . واینجاست که سر چهار راه می آیی تا کارگر جمع کنی  و دنبال چوب می روی که دست کلنگ و بیل را محکم بسازی . واینجاست که تو، تویی که تمامی ساختمان را می شناسی، در گام هایت آنقدر آسوده هستی که گویا جز همین یک گام ، کار دیگری برایت نیست.و این تویی که آماده شده ای و مسلط هستی.

آنهمه سؤال که چه کنیم برای خدا باشیم؟ و چه کنیم که در خرابۀ وجودمان، چیزی بسازیم؟ اکنون برای تو باز شده و می فهمی که حرص و شتاب، ساختمان تو را خراب می کند و آن همه شور ، دست و پای تو را می بندد .

 برادری بود که دیر وقت و از نیمه شب گذشته به دیدنم آمـده بود. پر از درد بود. پر از رنج بود . پر از طلب بود . حرف که می زد مثل مار می پیچید و با درد می پرسید که فلانی، راستی بگو، به من دروغ نگو، به من تلقین نکن، من می خواهم درست بشوم من چهار سال است که دارم به خودم ور می روم، ولی هیچ اثری ندیده ام و از یاری خدا و امید  بویی نبرده ام . من هنوز در دلم ضعف و کینه وبخل ... صف کشیده اند. من پاک از پا در آمده ام. راستی چکار کنم ؟

می گفت و می گفت ... راستی که دیوانه شده بود. گریه می کرد، ولی گریه اش گریۀ ذ لیلی بود.. برای من سخت بود که اشک ذلّت را بر چهرۀ مردی ببینم. و برای من سخت بود که بار این همه حرص و سوز و شتاب را بر دوش او ببینم. و این همه را نمی شد که با نرمی و دلالت، که او به تلقین متهمش می کرد، بر طرف ساخت . و نمی شد با سکوت و بی اعتنایی که او تحملش را نداشت رهایش کرد .

در من طوفان سختی بود و هجوم تندی، که مهار شده اش او را از جای می کند.

گفتم تو می خواهی با چهار سال مطالعه و کتاب خواندن که اسمش را کار گذاشته ای و آمدن به قم که اسمش را هجرت

گذاشته ای ،صاحب دل بشوی که ابراهیم ، در میان آتش و در کنار اسماعیل طناب پیچ شده اش،بدست آورده بود و می خواهی به اطمینان برسی که او هم نرسیده بود؟

آن بزرگمرد راه رفته را پس از شصت سال خوشحال دیدند و سؤال کردند که چگونه به شادی رسیدی ؟ گفت که پس از شصت سال مبارزه و ریاضت امروز فهمیدم که خیلی هوی ندارم.

 و تو می خواهی که در روز اوٌل حرکت ،هیچ هوایی نداشته باشی و هیچ مبارزه ای نداشته باشی .

گفتم قدم اوٌل این است که فهمیده ای در تو چه می گذرد  و

 قدم دوم اینکه این وضع را توجیه نکنی  و

 قدم سوم اینکه خودت را برای یک عمر درگیری آماده سازی و

قدم چهارم اینکه با محاسبه ها و مقایسه ها،خودت را همراه باشی.

و تمرین ها را شروع کنی و از وزنه های کوچک دست بکار بشوی و برای بلاء و ضربه ها آماده شوی و آن وقت که به عجز رسیدی و از پای افتادی ، با اعتصام واستعانت گام های نهایی را برداری و با این مرکب راه بروی .  

گفتم تو هنوز از گناه تصور نداری،فقط از بخل ها و کینه ها و ... رنگی دیده ای. هنوز نمی دانی که چشم تو در هر لحظه چه کارها داشته و نکرده و پای تو  ویک یک اعضا و جوارح و یک یک نیروهای درونی تو چقدر بی کار و ماندگار بوده اند، اگر تو این همه را می دیدی، لابد می مردی. برادر ! راهی را که در یک عمر می روند، تو می خواهی فقط با شور وشوق، با حرص و سوز تمام کنی. می خواهی همین امروز تمامی بخل ها و حرص ها و ضعف هایت، به قدرت و اطمینان  وگذشت برسد .

می خواهی بدون جهاد و در گیری، پاداش مجاهد ها را بگیری ؟

تو برای یک مدرک سال ها رنج بر ده ای و این قدر شتاب نداشته ای، چون کلاس ها را فهمیده بودی و در کلاس اول توقع درمان مریض های از همه جا رانده شده را نداشتی . اکنون هم با همین توجه می توانی به این ظرفیت برسی و این قدر با عجله هایت از پای نیفتی . کسانی که کلاس ها را شناخته اند و مراتب را می شناسند، آرام و مسلط می شوند.

خلوت و توجه،

فکر و شناخت معبودها ،

عقل و سنجش آنها،
ملاک انتخاب،

عشق و ایمان و انتخاب،

جهاد و مبارزه،

بلاء و ضربه ها،

عجز و اضطرار،

اعتصام و استعانت،

این ها گام هایی هستند که در پیش داری، تا به عبودیت برسی.

و در صراط مستقیم و نزدیکترین راه تا هدف، تا رشد انسان، گام برداری .

همراه ها را بشناسی

و از مانع ها و مغضوب ها

و از گمشده ها و از دست رفته ها،نشانی بدست بیاوری. در سورۀ حمد،در امٌ الکتاب، در سوره ای که مادر قرآن است و قرآن از آن متولد می شود و بدست می آید. در این سوره ای که همیشه قرائتش می کنیم ، این جریان را می بینیم و این کلاس ها را مرور مینماییم .

سورۀ حمد مادر قرآن است . قرآن از این سوره متولد  می شود و از همین آیه ها بیرون می آید..

قرآن با حمد  آغاز میشود و حمد با بسم الله .

در روایت آمده : هر کار بزرگی که با بسم الله آغاز نشود، ابتر است . ناقص است.

آیا بسم الله یک حرف ویک کلمه است؟

یعنی در هر کاری که دستهایت را به هم سائیدی و با لبخند بسم الله الرحمن الرحیم گفتی، به مقصود رسیده ای و حاصل بدست آورده ای ؟

بسم الله یعنی نشان خدا یعنی علامت خدا .

بسم الله کلمه نیست ،حرف نیست .

یک مرحله از آگاهی و یک جریان از معرفت است، یعنی أتَوَسَّمُ بِسمِهِ الله ،یعنی خودم رابا نشان خدا علامت می گذارم ، یعنی علامتی دیگر و نشانی دیگر نمی خواهم ،یعنی وجود من نشان از معبود های دیگر ندارد، یعنی گفتار و کردار و پندار  من از عامل  وانگیزه های دیگر الهام نمی گیرد .

آن وقت که با بسم الله به غذا خوردن می نشینی،یعنی این خوراک از هوس ،از عادت، از لذّت مارک و نشانی ندارد .

بهترین کسی که باید غذا بخورد تو هستی .

آن وقت که با بسم الله به کار روزانه می پردازی، یعنی که این کار، مهمترین کار است و تو در این کار که مهمترین است، جز الله حاکمی نداری و محرّکی نداری و از عوامل دیگر الهام نمی گیری .

آن وقت که با بسم الله به خوابگاهت می روی، یعنی این خوابیدن با نشان خدا وعلامت او همراه است و این حرکت اطاعـت است، عبودیت است.

و در این هنگام تو بی حاصل و بی نتیجه نیستی واین کار ابتر و ناقص نیست .

هر کاری که برای غیر او باشد و نشان از غیر او داشته باشد، بی حاصل است و بی نتیجه و دم بریده ونا قص .

و ادامه بسم الله،- الرّحمن الرّحیم-دلیل این نشان است .

تو با این نشان همراه شده ای و از دیگران دست شسته ای ،چرا که آنها رحمان نیستند. .بخشنده نیستند.

از تو می گیرند و از تو کم می کنند و در برابر آنچه که می دهی به تو چیزی باز نمی گردانند و اگر هم بدهند ،رحیم نیستند ،مهربان نیستند،که این بخشش از رحمت آنها الهام نگرفته. علف می دهند تا شیر تو را بدوشند .

تو معیار انتخابت را همراه داری . رحمان و رحیم ،به تو این معیار را می دهد و تو را از معبودهای دیگر آزاد می سازد .

معبود هایی که تو را برای خودشان می خواهند و از وجود تو لحافی بر سر نیازهایشان می کشند .

نیازهایی که هزار رنگ و هزار چهره دارند وحتی در بی نیازی و استغنا و در بی اعتنایی و بی خیالی آنها ، پنهان می شوند و حتی در بخشش و رحمان بودنشان هم سایه می اندازند ،اگر می دهند به خاطر لطفشان نیست ،به خاطر بیشتر گرفتنشان است

...

 بسم الله یک جریان از آگاهی است .حرف ها دارد. تنها لفظ نیست. این الفاظ باید پیامبر این جریان باشند و از این احساس و آگاهی خبر بیاورند .

بسم الله حرفها دارد، ولی ما که با عادت ها زنجیر شده ایم از این همه پیام محروم می مانیم و یا از کنار آن بی تفاوت می گذریم .

ما در قرنی زندگی می کنیم که قرن هذیان است ...مادام که فرزند زمان خویشتن هستیم، از این کلمه های حساب شده محروم

 می مانیم تاآنجا که امام زمان خویش شویم و جلودار قرن خویش .

آنها که برای اولین بار این ترکیب راشنیدند، می توانستندبه عمق آن پی ببرند .

و تو باید آنگونه و یا اینگونه آن رابشنوی تا از عمقش بهره بگیری .

 

...

دوستای عزیز !

اگه از این مطالب خوشتون اومده و می خواید که ادامه داشته باشه تو قسمت " نظرات" بنویسید و در غیر این صورت من پیشاپیش ازتون عذر می خوام و سعی می کنم مطا لب بهتری بذارم .

منتظر نظرات و پیشنهاداتتون هستم ..

یا علی

 

 

 

 


How do you grow?
یکشنبه 15 مرداد 1396 04:43 ب.ظ
It's going to be finish of mine day, but
before end I am reading this enormous post to improve my know-how.
http://caseywon.weebly.com/blog/hammer-toe-symptoms-pain
شنبه 14 مرداد 1396 05:04 ب.ظ
For hottest information you have to pay a visit world wide web and on the web I found this site as a finest website for hottest updates.
http://nakeshasposato.wordpress.com/
جمعه 13 مرداد 1396 09:29 ب.ظ
Hi there, all is going nicely here and ofcourse every
one is sharing information, that's actually good, keep up writing.
Gonzalo
دوشنبه 9 مرداد 1396 08:02 ب.ظ
Cool blog! Is your theme custom made or did you
download it from somewhere? A design like yours
with a few simple tweeks would really make my blog jump out.

Please let me know where you got your theme.
Kudos
How do you get taller?
شنبه 7 مرداد 1396 08:13 ق.ظ
Today, while I was at work, my cousin stole my apple ipad
and tested to see if it can survive a thirty foot drop, just so she can be a youtube sensation. My apple ipad is now broken and she has 83 views.
I know this is totally off topic but I had to share it with someone!
Eva
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:40 ب.ظ
It's going to be end of mine day, but before end I am reading this great paragraph to increase my knowledge.
manicure
چهارشنبه 23 فروردین 1396 01:45 ق.ظ
Great items from you, man. I have be mindful your stuff previous to and you're simply too fantastic.

I really like what you've obtained right here, really like what you are stating and the way in which by which
you assert it. You are making it enjoyable and you still take
care of to stay it smart. I cant wait to learn far
more from you. That is really a terrific website.
ali12
شنبه 13 آبان 1391 11:13 ب.ظ
عالی بود
س
سه شنبه 23 فروردین 1390 09:41 ق.ظ
عالی بود . بهم كمك كرد . ممنونم .
ali
جمعه 30 اسفند 1387 02:08 ق.ظ
سلام وبلاگت خیلی زیباست مخصوصا مطالبش
تبادل لینک میکنی؟
تبادل لینک هم امار وبلاگ رو بالا میبره هم پیج رنک رو
اسم لینک من:"دانلود رایگان نرم افزار همراه کرک"حتما اسمی که
میخوای لینکت کنم بهم بگیا!!


In nazar ba XMC ersal shode, download: xsx-vbs.mihanblog.com
پاسخ فرهنگ فرساد - سعید امجد : سلام و درود خدا بر تو هم وطن عزیز .
ممنون از اظهار لطفت عزیز
ترجیح میدم لینک اضافه ای تو وبلاگم نباشه (عذر می خام) .
----------
دوست عزیز،
سال نوت مبارک
امیدوارم سال خوبی داشته باشی .
در پناه حق
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر