تبلیغات
***صــراط*** - مطالب هفته چهارم اسفند 1387
جمعه 30 اسفند 1387

پرنده ای به رسالت مبعوث شد!

   نوشته شده توسط: فرهنگ فرساد - سعید امجد    نوع مطلب :ادبی ،

پرنده ای  به رسالت مبعوث  شد

خداوند گفت  : "دیگر پرنده ای نخواهم فرستاد ، از آن گونه که شما انتظار دارید؛اما جهان هرگز بی

پیامبر باقی نخواهد ماند"و آن گونه پرنده ای را به رسالت مبعوث کرد. پرنده آوازی خواند که در هر

نغمه اش خدا بود . عده ای به او گرویدند  و ایمان آوردند.

و خدا گفت :«اگر بدانید ،حتی با آواز پرنده ای می توان رستگار شد .»

خداوند رسولی از آسمان فرستاد .  باران  نام او بود  .همین که باران ، باریدن گرفت، آنان که اشک را

می شنا ختند ، رسالت  او را  دریافتند ، پـس بی درنگ توبه کردند و روح شان را زیر باران بی

دریغ خداوند شستند.

خدا گفت :« اگر بدانید  با  رسول  باران  هم می توان  به  پاکی  رسید ».

خداوند پــیغامبر     باد  را   فرستاد ،  تا روزی  بیم  دهد  و  روزی بشارت .

پـس باد  ، روزی  توفان شد و روزی  نسیم و آنان که پـیام او را فهمیدند،

روزی در " خوف  "  و روزی  در    "رجا  "   زیستند .

خدا گفت : «آن که خبر    با د  را می فهمد ،قلبش در بیم و امید می لرزد   و

قلب مؤمن    این   چنین است   » .


جمعه 30 اسفند 1387

دعـــــــــــــــــــــــا

   نوشته شده توسط: فرهنگ فرساد - سعید امجد    نوع مطلب :ادبی ،

از هر کرانه تیر دعا کردم روان                                                     باشد کز آن میانه یکی کارگر شود

خدایا !

توفیقی ده  که جز به مقام تو نیندیشیم و جز به جاه تو دل نبندیم و جز منصب  رضای

تو  را آرزو نکنیم .

خدایا !

فردا  برای تنـبّه دیر است . امروز هوشیارمان کن !


جمعه 30 اسفند 1387

صلوات بر محمد و آل محمد (ص)

   نوشته شده توسط: فرهنگ فرساد - سعید امجد    نوع مطلب :مذهبی ،

خداوند متعال :

خداوند  و فرشتگان بر  پـیامبر صلوات می فرستند ،ای کسانی که ایمان آورده اید    شما

هم بر او درود بفرستید و سلام بگوئید   و  در  برابر  فرمان  او تسلیم  باشید  .

سوره احزاب  -  آیه 52

--------------------------------------------------------

رسول مکرم اسلام   – حضرت محِّمد مصطفی     (ص)  :

صلوات بر من نور پـل صراط  است   و کسی که از این نور بهره مند گردد ، از پـل صراط عبور

می کند و از  اهل جهنم نخواهد گردید  .

--------------------------------------------------------

«اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد  و عجّل فرجهم »


یکشنبه 25 اسفند 1387

صراط مســتقیم

   نوشته شده توسط: فرهنگ فرساد - سعید امجد    نوع مطلب :مذهبی ،

در سوره مبارکه  "حمد"  می خوانیم :

بسم الله الرحمن الرحیم

...

   اهـدِنَا الصّــِرَاطَ المُســتـقیمَ*

 یعنی: "ما را به راه راست راهنمایی بفرما "  

 سپس بلافاصله آن راه راست را برای ما معرفی می کند:

صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ  *

" یعنی راه کسانی که به آنها نعمت ارزانی داشتی ( انبیاء و اولیاء الهی ) ،  و نه راه آنهایی  که بر آنها خشم گرفتی و نه راه گمراهان .


شنبه 24 اسفند 1387

شکستم !

   نوشته شده توسط: فرهنگ فرساد - سعید امجد    نوع مطلب :ادبی ،

شکستم!

آنچنان سرد و بی روح شکستم!

آنچنان آرام و با وقار شکستم!

که هیچ کس نفهمید معنای ویران شدنم را!

که هیچ کس نشنید صدای شکستنم را!

همچنان ساکت و آرام است شهر پر هیاهوی من!

سنگ هایی از جنس انسان ادامه می دهند بی هدف زیستن را!

بی هدف مردن را!

تحسین میکنم ابلیس را که شرمش آمد جلوی حقارتم سجده کند!

شاید رانده شدن شرافتش از این گونه مقرب بودن بیشتر بود!

ای زیباترین معبود

 صدای این همه حقارت را می شنوی!

صدای خنده های فرشته ای که روزی عزیز ترینت را بود می شنوی!

از انسان بودنم شرمگینم!

همین!


شنبه 24 اسفند 1387

کتاب صراط

   نوشته شده توسط: فرهنگ فرساد - سعید امجد    نوع مطلب :مذهبی ،

بسـم رب المهـدی(عج)

با عرض سلام و تبریک به مناسبت  ولادت با سعادت * پیامبر مکرم اسلام - حضرت محمد مصطفی (ص) - و ششمین اختر تابناک امامت و ولایت - حضرت امام جعفر صادق (ع) -* خدمت شما دوستان و سروران عزیز ...

اللََّهُم صَلّ عَلی مُحَمّد و آل مُحَمّد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

» خلاصه ای از کتاب زیبای صــراط (به نوشته استاد علی صفایی حا ئری) ـ

... مااز این دسته هستیم که میخواهیم دل آشفته و سینۀ در هم شده را، که هر کس در آن خرگاهی به پا کرده و حکومتی راه انداخته، مهار کنیم .

می خواهیم در این خانه ی بی حصار و در این بتخانه ی کثیف ، نظمی بپا کنیم . می خواهیم در این خرابه، بنایی بپا داریم و این است که از غوغای این همه فریاد و از فشار این همه بار، به وحشت افتاده ایم و فرار کرده ایم و به شادی و پای کوبی پرداخته ایم تا در زیر پوشش نشاطـمان خودمان را گم کنیم و با تنوع ها،تحرّکمان را پایمال کنیم و این شدنی نیست ، که این  مانی بزرگ نمی تواند برای همیشه در دل مل نقاشی کند و ما را فریب بدهد . تنوع های هفت رنگ هم نمی تواند این پرده ی بزرگتر از هستی را در خود بگیرد و اینجاست که پس از وحشت و فرار از خود، باید آماده شویم و سر نخ را پیدا کنیم .

عظمت این کار برای آنها که نظم را فهمیده اند ، دیگر وحشتی نمی آورد .

این  درست است که تو بی نهایت راه در پیش داری، ولی در هر لحظه بیش از یک گام برایت نیست . نظم به تو کمک می کند که بفهمی گام اول را از کجا برداری و سپس گام های بعد را.

این درست است که کارهای بسیار داریم ، ولی گرفتاری های ما در هر لحظه بیش از یک کار نیست و آن مهم ترین کار است ، نه تمامی آن همه کار .

و همین مفهوم از نظم ، تو را قادر می سازد که اهمیت ها را بشناسی و از جایی شروع کنی .

یک ساختمان عظیم را تو در یک لحظه نمی سازی. این ساختمان را واین کار را تنظیم می کنی و تحلیل می کنی تا آنجا که بفهمی چقدر مصالح می خواهی و چقدر افراد و نیرو می خواهی و می فهمی که این مصالح و این افراد را از کجا تهیه کنی . واینجاست که سر چهار راه می آیی تا کارگر جمع کنی  و دنبال چوب می روی که دست کلنگ و بیل را محکم بسازی . واینجاست که تو، تویی که تمامی ساختمان را می شناسی، در گام هایت آنقدر آسوده هستی که گویا جز همین یک گام ، کار دیگری برایت نیست.و این تویی که آماده شده ای و مسلط هستی.

آنهمه سؤال که چه کنیم برای خدا باشیم؟ و چه کنیم که در خرابۀ وجودمان، چیزی بسازیم؟ اکنون برای تو باز شده و می فهمی که حرص و شتاب، ساختمان تو را خراب می کند و آن همه شور ، دست و پای تو را می بندد .

 برادری بود که دیر وقت و از نیمه شب گذشته به دیدنم آمـده بود. پر از درد بود. پر از رنج بود . پر از طلب بود . حرف که می زد مثل مار می پیچید و با درد می پرسید که فلانی، راستی بگو، به من دروغ نگو، به من تلقین نکن، من می خواهم درست بشوم من چهار سال است که دارم به خودم ور می روم، ولی هیچ اثری ندیده ام و از یاری خدا و امید  بویی نبرده ام . من هنوز در دلم ضعف و کینه وبخل ... صف کشیده اند. من پاک از پا در آمده ام. راستی چکار کنم ؟

می گفت و می گفت ... راستی که دیوانه شده بود. گریه می کرد، ولی گریه اش گریۀ ذ لیلی بود.. برای من سخت بود که اشک ذلّت را بر چهرۀ مردی ببینم. و برای من سخت بود که بار این همه حرص و سوز و شتاب را بر دوش او ببینم. و این همه را نمی شد که با نرمی و دلالت، که او به تلقین متهمش می کرد، بر طرف ساخت . و نمی شد با سکوت و بی اعتنایی که او تحملش را نداشت رهایش کرد .

در من طوفان سختی بود و هجوم تندی، که مهار شده اش او را از جای می کند.

گفتم تو می خواهی با چهار سال مطالعه و کتاب خواندن که اسمش را کار گذاشته ای و آمدن به قم که اسمش را هجرت

گذاشته ای ،صاحب دل بشوی که ابراهیم ، در میان آتش و در کنار اسماعیل طناب پیچ شده اش،بدست آورده بود و می خواهی به اطمینان برسی که او هم نرسیده بود؟

آن بزرگمرد راه رفته را پس از شصت سال خوشحال دیدند و سؤال کردند که چگونه به شادی رسیدی ؟ گفت که پس از شصت سال مبارزه و ریاضت امروز فهمیدم که خیلی هوی ندارم.

 و تو می خواهی که در روز اوٌل حرکت ،هیچ هوایی نداشته باشی و هیچ مبارزه ای نداشته باشی .

گفتم قدم اوٌل این است که فهمیده ای در تو چه می گذرد  و

 قدم دوم اینکه این وضع را توجیه نکنی  و

 قدم سوم اینکه خودت را برای یک عمر درگیری آماده سازی و

قدم چهارم اینکه با محاسبه ها و مقایسه ها،خودت را همراه باشی.

و تمرین ها را شروع کنی و از وزنه های کوچک دست بکار بشوی و برای بلاء و ضربه ها آماده شوی و آن وقت که به عجز رسیدی و از پای افتادی ، با اعتصام واستعانت گام های نهایی را برداری و با این مرکب راه بروی .  

گفتم تو هنوز از گناه تصور نداری،فقط از بخل ها و کینه ها و ... رنگی دیده ای. هنوز نمی دانی که چشم تو در هر لحظه چه کارها داشته و نکرده و پای تو  ویک یک اعضا و جوارح و یک یک نیروهای درونی تو چقدر بی کار و ماندگار بوده اند، اگر تو این همه را می دیدی، لابد می مردی. برادر ! راهی را که در یک عمر می روند، تو می خواهی فقط با شور وشوق، با حرص و سوز تمام کنی. می خواهی همین امروز تمامی بخل ها و حرص ها و ضعف هایت، به قدرت و اطمینان  وگذشت برسد .

می خواهی بدون جهاد و در گیری، پاداش مجاهد ها را بگیری ؟

تو برای یک مدرک سال ها رنج بر ده ای و این قدر شتاب نداشته ای، چون کلاس ها را فهمیده بودی و در کلاس اول توقع درمان مریض های از همه جا رانده شده را نداشتی . اکنون هم با همین توجه می توانی به این ظرفیت برسی و این قدر با عجله هایت از پای نیفتی . کسانی که کلاس ها را شناخته اند و مراتب را می شناسند، آرام و مسلط می شوند.

خلوت و توجه،

فکر و شناخت معبودها ،

عقل و سنجش آنها،
ملاک انتخاب،

عشق و ایمان و انتخاب،

جهاد و مبارزه،

بلاء و ضربه ها،

عجز و اضطرار،

اعتصام و استعانت،

این ها گام هایی هستند که در پیش داری، تا به عبودیت برسی.

و در صراط مستقیم و نزدیکترین راه تا هدف، تا رشد انسان، گام برداری .

همراه ها را بشناسی

و از مانع ها و مغضوب ها

و از گمشده ها و از دست رفته ها،نشانی بدست بیاوری. در سورۀ حمد،در امٌ الکتاب، در سوره ای که مادر قرآن است و قرآن از آن متولد می شود و بدست می آید. در این سوره ای که همیشه قرائتش می کنیم ، این جریان را می بینیم و این کلاس ها را مرور مینماییم .

سورۀ حمد مادر قرآن است . قرآن از این سوره متولد  می شود و از همین آیه ها بیرون می آید..

قرآن با حمد  آغاز میشود و حمد با بسم الله .

در روایت آمده : هر کار بزرگی که با بسم الله آغاز نشود، ابتر است . ناقص است.

آیا بسم الله یک حرف ویک کلمه است؟

یعنی در هر کاری که دستهایت را به هم سائیدی و با لبخند بسم الله الرحمن الرحیم گفتی، به مقصود رسیده ای و حاصل بدست آورده ای ؟

بسم الله یعنی نشان خدا یعنی علامت خدا .

بسم الله کلمه نیست ،حرف نیست .

یک مرحله از آگاهی و یک جریان از معرفت است، یعنی أتَوَسَّمُ بِسمِهِ الله ،یعنی خودم رابا نشان خدا علامت می گذارم ، یعنی علامتی دیگر و نشانی دیگر نمی خواهم ،یعنی وجود من نشان از معبود های دیگر ندارد، یعنی گفتار و کردار و پندار  من از عامل  وانگیزه های دیگر الهام نمی گیرد .

آن وقت که با بسم الله به غذا خوردن می نشینی،یعنی این خوراک از هوس ،از عادت، از لذّت مارک و نشانی ندارد .

بهترین کسی که باید غذا بخورد تو هستی .

آن وقت که با بسم الله به کار روزانه می پردازی، یعنی که این کار، مهمترین کار است و تو در این کار که مهمترین است، جز الله حاکمی نداری و محرّکی نداری و از عوامل دیگر الهام نمی گیری .

آن وقت که با بسم الله به خوابگاهت می روی، یعنی این خوابیدن با نشان خدا وعلامت او همراه است و این حرکت اطاعـت است، عبودیت است.

و در این هنگام تو بی حاصل و بی نتیجه نیستی واین کار ابتر و ناقص نیست .

هر کاری که برای غیر او باشد و نشان از غیر او داشته باشد، بی حاصل است و بی نتیجه و دم بریده ونا قص .

و ادامه بسم الله،- الرّحمن الرّحیم-دلیل این نشان است .

تو با این نشان همراه شده ای و از دیگران دست شسته ای ،چرا که آنها رحمان نیستند. .بخشنده نیستند.

از تو می گیرند و از تو کم می کنند و در برابر آنچه که می دهی به تو چیزی باز نمی گردانند و اگر هم بدهند ،رحیم نیستند ،مهربان نیستند،که این بخشش از رحمت آنها الهام نگرفته. علف می دهند تا شیر تو را بدوشند .

تو معیار انتخابت را همراه داری . رحمان و رحیم ،به تو این معیار را می دهد و تو را از معبودهای دیگر آزاد می سازد .

معبود هایی که تو را برای خودشان می خواهند و از وجود تو لحافی بر سر نیازهایشان می کشند .

نیازهایی که هزار رنگ و هزار چهره دارند وحتی در بی نیازی و استغنا و در بی اعتنایی و بی خیالی آنها ، پنهان می شوند و حتی در بخشش و رحمان بودنشان هم سایه می اندازند ،اگر می دهند به خاطر لطفشان نیست ،به خاطر بیشتر گرفتنشان است

...

 بسم الله یک جریان از آگاهی است .حرف ها دارد. تنها لفظ نیست. این الفاظ باید پیامبر این جریان باشند و از این احساس و آگاهی خبر بیاورند .

بسم الله حرفها دارد، ولی ما که با عادت ها زنجیر شده ایم از این همه پیام محروم می مانیم و یا از کنار آن بی تفاوت می گذریم .

ما در قرنی زندگی می کنیم که قرن هذیان است ...مادام که فرزند زمان خویشتن هستیم، از این کلمه های حساب شده محروم

 می مانیم تاآنجا که امام زمان خویش شویم و جلودار قرن خویش .

آنها که برای اولین بار این ترکیب راشنیدند، می توانستندبه عمق آن پی ببرند .

و تو باید آنگونه و یا اینگونه آن رابشنوی تا از عمقش بهره بگیری .

 

...

دوستای عزیز !

اگه از این مطالب خوشتون اومده و می خواید که ادامه داشته باشه تو قسمت " نظرات" بنویسید و در غیر این صورت من پیشاپیش ازتون عذر می خوام و سعی می کنم مطا لب بهتری بذارم .

منتظر نظرات و پیشنهاداتتون هستم ..

یا علی

 

 

 

 


شنبه 24 اسفند 1387

نماز شب

   نوشته شده توسط: فرهنگ فرساد - سعید امجد    نوع مطلب :مذهبی ،

ثواب خواندن نمــــاز شــب

- باعث خشنودی خدا و دوستی ملائكه است.
-
 .باعث مباهات خداوند بر فرشتگان است
-
باعث درخشش برای اهل آسمان همانند ستارگان است.
-
است باعث روشنی دل
-
باعث استجابت سریع دعا است.
-
باعث پزیرش توبه و پاك شدن از گناهان از جانب حضرت حق است.
-
باعث كفاره گناهان است.
-
چهره و نورانی شدن آن در طول روز است  باعث زیبایی صورت و شادابی.
-
بیماریهای جسمی و روحی است  باعث سلامتی و تندرستی و رفع انواع.
-
است   باعث از بین رفتن غم و اندوه و تقویت نور چشم.
-
باعث تمسك یافتن به اخلاق انبیاء و اولیای خداوند است.
-
باعث انجام دادن سنّت پیامبران و صالحان است.
-
باعث تابش نور خدا به او می‌شود.
-
باعث مهر و محبت و محبوب القلوب شدن بین مردم است.
-
باعث افزایش عمر است.
-
 باعث جلب رزق و روزی فراوان و ادعای قرض است.
-
باعث نوعی صدقه است.
  
-
قرار می‌دهد   خداوند نه صف از ملائكه پشت سر نمازگزار.
-
كلید رفتن به بهشت و جواز عبور از پل صراط است.
-
زینت آخرت و نور مؤمن در آخرت است .
-
نماز شب همچون سایبانی در روز قیامت است بر سرش.
-
نماز شب لباس بدن نمازگزار است در روز قیامت درحالیكه همه عریانند.
-
روز قیامت همچون نوری در برابرش است و چشم نمازگزار نماز شب در روز قیامت شادمان است .
-
نماز شب میان شخص نمازگزار و آتش جهنم همچون حائلی فاصله می‌گذارد.
-
میزان اعمال خوب نمازگزار در روز قیامت سنگین است.
-
نماز شب همچون تاجی در روز قیامت است بر سرش.
-
است چراغی است برای تاریكی قبر و برطرف كننده وحشت تاریكی قبر.
-
نماز شب همچون مشعلی نورانی است در تاریكی قبر.
-
نماز شب، نمازگزار را از عذاب قبر ایمن می‌كند و برات آزادی از آتش جهنم است.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 ثواب خواندن نمـــــــــاز اول وقــت :

در روایتی نقل شده است که حضرت عزرائیل (ع) فرمود:

« هر کس بر نماز اول وقت مواظبت نماید من خودم هنگام مرگ شهادتین را بر زبانش جاری

می سازم و خودم شیطان را از او دور می سازم.»

------------------------------------------------------------------------------------

ثواب نمـاز جماعت :

روزی بعد از نماز ظهر جبرئیل(ع) با هفتاد هزار ملک بر پیامبر- صلی الله علیه و آله- نازل شد و عرض کرد:

پروردگارت ترا سلام می رساند و دو هدیه برایت فرستاده « مضمون روایت»: یکی سه رکعت نماز وتر(دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر که بعد از نماز شب خوانده می شود) و دیگری نماز جماعت.

پیامبر- صلی الله علیه و آله- فرمودند: ثواب نماز جماعت چه قدر است؟

جبرئیل(ع) عرض کرد: اگر یک نفر به امام جماعت اقتدا کند

 هر رکعت او ثواب صد و پنجاه رکعت و

 اگر دو نفر ثواب ششصد رکعت.

 همین طور اگر ده نفر شوند ثواب هر رکعت برای هر کدام هفتاد و شش هزار و هشتصد رکعت(76800) به حساب می آید.

 

بنابراین ثواب یک جماعت ده نفره را به صورت زیر می شود محاسبه کرد:

نماز صبح( صد و پنجاه و سه هزار و ششصد رکعت) 153600=2×76800

نماز ظهر( سیصد و هفت هزار و دویست رکعت)      307200=4×76800

نماز عصر( سیصد و هفت هزار و دویست رکعت)    307200=4×76800

نماز مغرب( دویست و سی هزار و چهارصد رکعت)  230400=3×76800

نماز عشا( سیصد و هفت هزار و دویست رکعت)      307200=4×76800

 

ثواب چماعت 10 نفره در یک روز برای یک نفر( یک میلیون و سیصد و پنج هزار و ششصد رکعت) 1305600

ثواب جماعت 10 نفره در یک ماه( سی و نه میلیون و صد و شصت و هشت هزار رکعت)   39168000=30×1305600

ثواب جماعت ده نفره در یک سال( چهارصد و هفتاد میلیون و شانزده هزار رکعت)   470016000=12×39168000

ثواب نماز به صورت فرادی

ثواب در یک روز:                    هفده       17=4+3+4+4+2

ثواب در یک ماه :                پانصد و ده   510=30×17

ثواب در یک سال :  شش هزار و صد و بیست رکعت6120=12×510

ضرر کسی که یک روز به جماعت حاضر نمی شود

( یک میلیون وسیصد و پنج هزار و پانصد و هشتاد و سه رکعت)

1305583=17- 1305600

حال خود ضرر در یک سال و حتی یک عمر را حساب کنید.

چنان چه نماز جماعتی بیش از 10 نفر تشکیل گردد، اگر جن ، انس و ملائک نویسنده و همه ی درخت ها قلم و دریا ها مرکب شوند، نمی توانند حتی ثواب یک رکعت آن را محاسبه نمایند.

 

منبع : «عروه الوثقی باب نماز جماعت»

 
 رسول اکرم (ص) :

هرگاه نماز به نماز ایستد وو فکر و دلش متوجه خدای تعالی باشد،چون نماز را تمام کند ، همچون روزی باشد که از مادر متولد شده است .

 میزان الحکمه (جلد هفتم)

رسول اکرم (ص) :

تا زمانی که فرزند آدم بر نمازهای پنج گانه مواظبت کند، شیطان از او وحشت دارد، اما همین که آن ها را ضایع کرد، بر وی دلیر می شود و او را در بلاهای سخت می افکند .

 

میزان الحکمه (جلد هفتم)

امام سجاد (ع) :

از نماز بنده همان مقداری پذیرفته می شود که با توجه قلبی همراه باشد

میزان الحکمه (جلد هفتم)

امام باقر(ع) :

نخستین چیزی که بنده برای آن حسابرسی می شود ،نماز است .اگر پذیرفته شد،سایر اعمالش هم پذیرفته می شود .

میزان الحکمه (جلد هفتم)

امام صادق (ع) :

هر کار نیکی که بنده می کند ،در قرآن برایش ثوابی ذکر کرده است ،مگـــر نمــــــــــــاز شــب که از بس نزد خدا پر اهمیت است ،ثواب آن را معلوم نکرده است .

 

میزان الحکمه (جلد هفتم)

 

رسول اکرم (ص) :

دزدترین دزد ها کسی است که از نمازش دزدی کند ،یعنی واجبات آن را به طور کامل به جا نیاورد .

میزان الحکمه (جلد هفتم)

 

رسول اکرم (ص) :

چنان نماز بخوان که گویی آخرین نماز عمر توست .

میزان الحکمه (جلد هفتم)

امام صادق (ع) :

هرگز شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد، نمی رسد .

میزان الحکمه (جلد هفتم)

امام علی (ع) :

نماز مایه تقرب مومن به خداست .

میزان الحکمه (جلد هفتم)

 

 


شنبه 24 اسفند 1387

شعر حضرت امام

   نوشته شده توسط: فرهنگ فرساد - سعید امجد    نوع مطلب :ادبی ،

رهبر کبیر انقلاب)حضرت امام خمینی):

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم          چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم  

فارغ از خود شدم و كوس اناالحق بزدم            همچو منصور خریدار سر دار شدم  

غم دلدار فكنده است به جانم، شررى             كه به جان آمدم و شهره بازار شدم  

درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز              كه من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم  

جامه زهد و ریا كَندم و بر تن كردم                    خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم  

واعظ شهر كه از پند خود آزارم داد                      از دم رند مى آلوده مددكار شدم  

بگذارید كه از بتكده یادى بكنم                           من كه با دست بت میكده بیدار شدم

 

مقام معظم رهبری:

تو كه خود خال لبی از چه گرفتار شدی           تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی

 

تو كه فارغ شده بودی ز همه كان و مكان         دار منصور بریدی همه تن دار شدی

 

عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر       ای كه در قول و عمل شهره بازار شدی

 

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی          وه كه بر مسجدیان نقطه پرگار شدی

 

خرقه پیر خراباتی ما سیره توست                   امت از گفته در بار تو هشیار شدی

 

واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی                  دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی

 

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم               ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی .